مدیریت باشگاه بدنسازی
فکر نمیکنم که یک مربی خصوصی و مربی فیتنس یا پرورش اندام یا حتی کسی که بیشتر وقت خود را در باشگاه میگذراند، بتواند یک باشگاه با تجهیزات کامل مدیریت و یا بر پا کند. یکی از بزرگترین مشکلاتی که با تاسیس باشگاه بوجود میآید مسائلی است که با فروش و عرضه ی محصولات و خدمات در مدیریت باشگاه بدنسازی همراه میشود. ظاهرا در چنین موقعیتهایی سازمانها کلید موفقیت طولانی مدت باشگاههای پرورش اندام محسوب میشوند.
شروع مدیریت یک باشگاه بدنسازی کوچک
با توجه به تجربهی شخصی خودم، ناظر یک باشگاه کوچکی بودم که با ورود به مرحلهی فروش و ارائهی خدمات خود با مشکل رو به رو شد. در ابتدا تمام موارد با یک خودکار، کاغذ و همچنین نرم افزار اکسل انجام میشد. این مرکز به خوبی پیش می رفت در حالی که تنها بیست و یا حتی کمتر از این تعداد اعضا داشت. مدیریت یک باشگاه بسیار کوچک در ابتدا بسیار راحت است. به گونه ای که تمام صورت حسابها در ابتدای هر ماه تسویه میشد و زمانی که اعضا شهریه خود را دیر پرداخت میکردند با یکی دو بار تلفن زدن حساب آنها تسویه میشد.
وضعیت کلاسها در اوایل کار
چندین جلسه کلاسی در هفته برگزار میشد که تمام آنها بر پایه این فرضیه استوار بود “تا افراد حساب خود را تسویه میکنند سر کلاس حاضر می شوند”. و از آنجایی که از قبل برای کلاسها ثبت نامی صورت نگرفته بود، تعداد اعضای کلاسها متغیر بود و معمولا بین یک تا پانزده نفر در کلاسها شرکت می کردند. حتی با افزایش تعداد افراد در کلاسها مربیان نسبت به این که به دستمزد خود راحتتر میرسند اطمینان بیشتری حاصل میکردند.
افزایش تعداد اعضا و مشکلات
همه چیز به خوبی پیش میرفت… تا زمانی که تعداد اعضای باشگاه به دو برابر رسید. ناگهان با تعداد اعضای حدودا چهل نفر آن دو الی سه تلفن در ماه به چهار الی پنج تلفن در هفته تغییر یافت. بدون هیچ پرداخت ماهیانه مشخصی، هر شخصی در یک زمان شهریه خود را پرداخت میکرد. برگههای اکسل هر زمان بیشتر می شد و نظم کمتری را نشان میداد.
در چنین مواقعی یک حس غریزی از درون به صاحب باشگاه می گفت “هر چه تعداد اعضا بیشتر شود نیاز به کلاس های بیشتری است.” اما مشکل آن بود که با اضافه کردن کلاسها بعضی از سانسها حتی بدون یک شاگرد باقی میماند. از اینرو بعضی از مربیان درخواست کردند که کلاسهای بدون شاگرد را حذف کنند و به نظر میرسید که آنها همان درآمدی را داشتند که کلاسهای قبلی را برگزار میکردند. با این حال باشگاه به کار خود ادامه داد تا جایی که با یک وضعیت حاد رو به رو شد.
اما دوباره تعداد افراد دو برابر و حدود هشتاد نفر شدند. به گونهای که کل زمان باشگاه را کلاسها پر کرده بودند. کلاسها از دو نفر تا سی نفر بدون هیچگونه قانونی تشکیل شده بودند. فضا و دستگاهها نیز دردسر دیگری شدند اما به نظر میرسید که هیچ کسی زمان کافی در مورد بررسی فضاها و تجهیزات جدید را نداشت و غیر از مسئله زمان به نظر می رسید که هیچ شخصی هزینه تجهیزات و یا فضاهای بزرگتر را ندارد. احتمال این وجود داشت که یکی از این موارد اتفاق افتد و تغییرات شدیدی را ایجاد کند.
شروع استفاده از نرم افزارهای باشگاه
بعد از تحقیقات انجام شده از صاحبان دیگر باشگاهها و منابع دیگر، تصمیم بر آن شد که از نرم افزارهای مدیریت باشگاه استفاده شود. کار با این نوع نرم افزارها بسیار ساده بود و هر شخصی می توانست به راحتی از آن استفاده کند. پلان شهریهها به گونه ای تنظیم شده بود که هر ماه اعضا میتوانستند کارت ورود خود به باشگاه را شارژ کنند. و به این گونه هر فردی در هر ماه درآمدزایی برای باشگاه داشت.
سیستمهای پرداخت اتوماتیک برنامههای مالی بلند مدت را به سهولت انجام میداد (در حالیکه انجام اینها قبلا غیر ممکن بود). همچنین اعضا مجبور بودند برای هر کلاسی که تمایل داشتند شرکت کنند، از یک هفته قبل نسبت به ثبت نام آن اقدام کنند. این امر موجب میشد که مربیان سر کلاسهایی حضور پیدا کنند که تعداد افراد به حد نصاب رسیده باشد و زمانهای آزاد بیشتری را برای شاگردان خصوصی خود اختصاص دهند.
همچنین قرار دادن یک شخص به عنوان ناظر در راس هر کلاس، موجب میشد که هر فرد نسبت به حضور در کلاس با نظم بیشتری عمل کند و مربیان با آمادگی بیشتری نسبت به انجام وظایف خود در کلاس حضور پیدا کنند.
من کاملا نسبت به این موضوع معتقدم که اگر یک نرم افزار مدیریتی جامع و منسجم در باشگاه وجود نداشته باشد، بدون شک مجموعه هر چه زودتر باید تعطیل شود و یا در مقابل، هزینه های زیادی را باید برای حسابداران و مشاوران مالی در نظر گرفته شود. مطمعنا ماجراهای بسیاری مانند داستان بالا وجود دارد. من این مورد را کاملا تجربه کردم و با چشمان خود از نزدیک دیدم که چگونه یک نرم افزار مدیریت باشگاه توانست مشکلات صاحب باشگاه را حل کند و باعث موفقیت و یا حتی سود دهی آن نیز شود.
